تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1398 | 07:37 ق.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو
روز پنج شنبه مورخ 98/05/31 سومین سال رهایی 

کمک راهنمای محترم همسفر خانم وجیهه و مسافر محترمشان 

آقای مهدی 
را 
با 
شور و 
شکوه فراوان جشن می گیریم.


استاد عزیزمان امیدواریم در سفر زندگی همیشه راهی برای شادی و رضایت بیابید و در پایان

 آرزویی نباشد که بدان دست پیدا نکرده باشید و عمری پایدار و روزگاری خوش را از خداوند برای

 شما خواستاریم.

از طرف دوستاران شما در لژیون سکوی پرواز




*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/5/28 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم راضیه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی حقه 3» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*


سخنان استاد کمک راهنما خانم وجیهه

جهانبینی یعنی دریافت و ادراک ما از جهان پیرامونمان. ما از جهانبینی خیلی چیزها یاد گرفتیم در اینجا به ما می گوید آن چیزهایی را که یاد گرفته ایم را روی خودمان اجرا کنیم، نمی خواهیم زمانی که جهانبینی را آموزش می گیریم بر فرض مثال اگر از شرک یا کبر یا چیز دیگری گفتیم بگوییم که بله فلانی شرک دارد و دیگران را مورد قضاوت قرار بدهیم، یک جاده ای را در نظر بگیرید، همه در حال حرکت در این جاده هستند، من از جاده بیرون نیایم و بایستم و مثل کسانی که قاضی هستند و نظارت می کنند نگاه کنم، ببینم که چه کسی در مسیر است، چه کسی درست حرکت می کند، چه کسی از مسیر خارج شده است و چه کسی جلوتر و چه کسی عقب تر است، ما دستور جلسه ی قضاوت و جهالت را هم داریم. ما در مقامی نیستیم که بخواهیم دیگران را قضاوت کنیم، پس در اینجا خیلی راحت برای من بیان می کند که من آموزش جهانبینی را فقط برای اصلاح خودم می بینم و قرار نیست که این آموزش ها را ببینم و روی مسافرم اجرایشان کنم که ببینم روی بند و قاعده هست، انسان واقعی است یا نه. و اگر این کار را کردی بدان که مثلث جهالتت خیلی در حال رشد است و اصلاً دانایی نداری. زمانی که آموزش گرفته ام و ضلع تفکر و تجربه را هم دارم پس باید دانایی را کسب کنم، مراحل دانایی این است که اول آموزش اتفاق می افتد، بعد تجربه و بعد تفکر، و اگر در یکی از این ها گیر کرده باشیم یعنی اینکه فرآیند دانایی متوقف شده و ما در یک مرحله از دانایی مانده ایم، پس ما قرار است که جهانبینی را روی خودمان کار کنیم.

هشت ماه طول می کشد تا یک گندم را که می کاریم این گندم رشد کند و به ثمر برسد و گندم بدهد، این هشت ماه نمی تواند شش ماه یا چهار ماه شود و اگر نه ماه هم شود از بین می رود، یک زمان بخصوصی دارد که این گندم کاشته شود تا ما بتوانیم آن را برداشت کنیم و از آن استفاده کنیم. مثل زمانی که مسافران وارد کنگره می شوند ما نمی توانیم بگوییم که بَه بَه فلان مسافر شش ماه سفرش طول کشید، نه، به آن رشد کامل و آن پختگی نمی رسد و مثل آن زمانی می شود که آن را زودتر از فِر در می آورد و می گوید شما گناه داری و عجله داری و زودتر می خواهی به فلان جا بروی، شما بیا تا زودتر به تهران ببریمتان تا گل رهایی را بگیرید، نمی شود باید آن ده ماه، یازده ماه را پله پله کم کند. حالا این نقل این کبر و شرک و... است، کسی که کبر دارد خودش را همسطح خدا می داند و کسی که کبر دارد از همان اول کبر کامل ندارد ممکن است بیست درصد یا سی درصد کبر داشته باشد و به همان اندازه که کبر دارد نور و روشنایی را که خداوند به او می دهد را از آن محروم می شود و نور و رحمتش و نعمتش کم می شود و هر چقدر درصدش بالاتر برود به کبر کامل نائل می شود و کسانی که شرک دارند می خواهند زمان را بخرند و می گویند که ما می خواهیم زودتر به آن چیزی که می خواهیم برسیم، در نتیجه به سراغ کسانی که کبر دارند و خودشان را خدا می دانند می روند. مثالی که زدیم گفتیم مانند کسانی که پیش رمال ها و دعانویسان می روند و می خواهند از آینده خبر دار شوند، یا پولی به دست بیاورند و یا زودتر یک حالی به زندگیشان بدهند و نمی خواهند برای آن زحمت بکشند و کافران کسانی هستند که رحمت و نعمت هایی را که دیگران داشتند را نمی توانستند ببینند، یعنی خوبی های دیگران را نمی توانند ببینند و آن ها را پنهان می کنند، طرف خیلی خوب می نویسد و خوش خط است ولی زورش می آید به او بگوید که چه دست خط قشنگی داری و چه زیباست. اگر تو خوبی ها را دیدی و آنها را ابراز کردی آن زمان است که خوبی خودت را هم می توانی ببینی، دو تا حرف است، نه این که خوبی تو را ببیند، خوبی خودت را می توانی ببینی، در سی دی حقه 2 گفته شد که انسان یک باغ میوه دارد و یک زمین شالیزار دارد و یک زمین هم دارد که بایر است، کسی که کافر شود فقط زمین بایرِ خودش را می بیند و آن باغ میوه و شالیزارش را نمی بیند و تمرکزش را روی زمین بایر می گذارد، نیرو و انرژیمان به یک جای اشتباه می رود و یک مسیر اشتباهی را می رود، در زمین شوره زار و نامرغوب می رود جایی که نتوانیم اصلاً از آن استفاده ی درستی ببریم.



ادامه مطلب

طبقه بندی:

" به نام خدای پیدا و پنهان "


سلام دوستان پرتو هستم یک همسفر

مجموعه سی دی های پایه وحقه اصولی را به من یاد آور شدند که من آنها را در زندگی فراموش کرده بودم واصلا به آنها توجه نمی کردم و قانونهایی را یاد گرفتم که تا کنون نشنیده بودم، قوانینی که ثابت شده و تغییر ناپذیرند. دراصل منشأ مشکلاتی را که در زندگی با آنها بر خورد می کردم را نمی دانستم. در اینجا متوجه شدم اگر بخواهیم علم وآموزش های کنگره را با  آموزش های بیرون مقایسه کنیم، می بینیم که آقای مهندس و آقای امین تمام مفاهیم را از پایه برایمان تعریف می کنند، برای همین است که تفاوت بین مثلاً: روح و نفس را متوجه می شویم. پس تا زمانی که انسان ها چیزی را در ذهنشان تصویر سازی نکنند نمی توانند آن را فرا گیرند، که این ها همان استفاده از مدل برای درک بهتر مفاهیم است.

پس لازمه ی رسیدن به دانایی «تفکر، تجربه و آموزش» است و زمانی که فرآیند آموزش به درستی اتفاق افتاد می توانم، بهتر تفکر کنم و تجربیات کسب کنم و دانایی ام را به دانایی مؤثر تبدیل کنم و با رهایی از ضدارزش ها و شکست نیروهای منفی و بازدارنده تغییر را در خود به وجود بیاورم.

و اما «کبر، شرک، کفر و نفاق» که در کلام الله اصطلاحاً به آنها محکمات گفته می شود،  با کمی تفکر و تعقل ردپای آنها را در زندگی خود خواهیم دید که به صورت بیماری ها، مشکلات و گره هایی در زندگیمان ظاهر می شوند و به وضوح می بینیم که در تمام زمینه ها و امورِ زندگی اجتماعی و فردیِ همه ی ما جا باز کرده اند و ما به راحتی از آنها می گذریم و فکر می کنیم که این صفات نابودگر مختص زمان پیامبران و گذشتگانِ خیلی دور هستند و نقشی در زندگی های امروزی و مُدرنه ندارند و جالب این که با گوش دادن به این سی دی ها تازه متوجه شدیم که نه، همین الان هم در زندگیِ ما اتفاق می افتند و مدام با آنها درگیر هستیم.







ادامه مطلب

طبقه بندی: برداشت سی دی، 

" به نام قدرت مطلق الله "


سلام دوستان ملیحه هستم یک همسفر

در مورد شرک و کفر باید گفت که این دو مقوله هم زمان با هم اتفاق می افتند و کسانی که از این افراد حمایت می کنند و دنباله رو راه آن ها می باشند افراد مشرک می باشند، همه ی این افراد در سیستم آفرینش کار می کنند ولی می خواهند به خواسته هایشان زودتر از زمان مقرر برسند و قوانین را نقض می کنند، این ها به دنبال فرمانده و خدای جدیدی هستند و مشرکان می شوند بنده ی کسی که کبر دارد.

تاریکی از کبر به وجود می آید و کبر زمانی خود را نمایان می کند که انسان بداند از ماهیت بالاتری برخوردار است و کبر می ورزد و همانطور که می دانیم کسانی که کبر دارند از پتانسیل و قدرت جاذبه ی قوی نسبت به بقیه برخوردارند و هر کسی نمی تواند دچار کبر شود، یکی از نشانه های کبر این است که آرامش را از دست می دهد، کسانی که کبر دارند انرژی دیگران را می گیرند و انرژی خیلی کمی از خودشان به دیگران می دهند.

ولی کسانی که شرک دارند اهل معامله هستند، یعنی یک چیزی می دهند و یک چیز دیگری می گیرند، مثال: یک گوسفند نذری می کنند و یک خانه می خواهند، کسانی که شرک دارند در آرزوی این هستند که روزی خودشان به خدا تبدیل شوند و کسانی که کبر دارند روزی درونشان تهی می شود و نشانه ی کبر این است که فرد احساس می کند نژاد برتر است، در صورتی که نژاد برتر یکی است و فقط وفقط خالق می باشد.

 در حقه ی 3 به این موضوع اشاره دارد که مدل برای این است که انسان تصویر خوبی از یک مسئله داشته باشد، وقتی تصویر پیدا شد مسئله ساده می شود.

در مثال زمین دو مثلث وجود دارد:

انسان، یعنی زمین چه ماهیتی دارد می شود بسترش و چه خاصیتی می شود خواسته های نفس و با این ها چگونه برخورد می کند که در زمین چه چیزی بکارد و چه چیزی نکارد می شود تفکرات.

مثلث ساختار یا بستر: "جنس خاک، خواسته ها، تفکرات"

مثلث رحمت خالق: "نور، آب، هوا"

ترکیب زمین و خواسته ها و تفکرات ما به اضافه ی مثلث نور، آب و هوا همه چیز را به وجود می آورد،اگر زمینی نورش زیاد باشد این نور به حرارت و اگر آب کم باشد به خشکی تبدیل می شود.

مراحل درک کردن انسان شامل: 1 رؤیت، 2 شنیدن، 3 قسمتی که درک می شود که همان قلب است. در صور پنهان موقعی که انسان نورش کم می شود کم کم تصاویر را دیگر نمی تواند دریافت کند که در کفر هم همین مسئله وجود دارد.

تمرکز نور در یک نقطه می تواند آن چیز را چند برابرِ چیزی که هست زیباتر نشان دهد و کم بودن نور می تواند آن را خیلی کم اهمیت نشان بدهد، پس زمانی که انسان دچار کفر می شود چون خوبی ها را پنهان کرده به خوبی ها نوری تابیده نمی شود و به بدی ها نور می تابد و چیزهایی که کم اهمیت هستند برایش فوق العاده پر زور و ارزشمند و چیزهایی که ارزشمند هستند برایش فوق العاده کم اهمیّت و بی محتوا به نظر می رسد.

 




طبقه بندی: برداشت سی دی، 

" به نام خدای مهربانی ها "


سلام دوستان هاجر هستم یک همسفر

ما برای یادگیری از هر مطلب احتیاج به تعریف داریم، بعد از آن احتیاج به مدل و بعد آموزش. اگر ما نتوانیم آموزش بگیریم در ما تغییر به وجود نمی آید و ما از نیروهای بازدارنده پیروی می کنیم، چون جهانبینی را آموزش ندیده ایم نمی توانیم تغییر کنیم. کبر، کفر، شرک و نفاق در مورد آنها در قرآن بسیار گفته شده و بارها تکرار شده اند.

کبر یعنی کسی خود را در حد خدا بداند، کسی که دچار کبر می شود به سمت تاریکی ها می رود، ابلیس و فرعون دچار کبر شدند و کسی که کبر پیدا می کند نورش کم می شود و برای بدست آوردن نور از دیگری کمک می گیرد، نمونه ی کبر تعصب نژادی است، چون نژاد فقط مال خالق است. کسی که کبر دارد و ما از او اطاعت می کنیم ما می شویم مشرک (مثال کارخانه) مشرکین کسانی هستند که به دنبال خالق دیگری می گردند.

انسان ها مانند زمین هستند، که هم زمین مرغوب داریم و هم نامرغوب.انسان ها هم ویژگی خوب دارند که به آن حسنات می گویند و هم ویژگی بد که سیئات می گویند. انسان قابل تغییر است،مثلا من در موسیقی استعداد ندارم ولی زمینه ام برای یادگیری خوب است پس با تلاش می توانم تغییر کنم.

در کفر انسان خوبی انسان های دیگر را نادیده می گیرد، کفر به خدا هم این است که ما نعمت های خدا را نادیده بگیریم، چشم و گوش و... بگیوم مال خودم است، خدا کیست؟ کفر به بندگان این است که من بدانم دوستم صدای زیبا دارد ولی آن را پنهان می کنمو بیان نکنم، زمانی که من خوبی های دیگران را نادیده بگیرم خوبی های خودم هم پنهان می شود، مثال همان زمین، که زمانی که من کفر دارم زمین مرغوب را می بینم ولی می روم سمت زمین نامرغوب و وقتم را برای کاشتن می گذارم و در آخر به من هیچ محصولی نمی دهد و در کفر سهمیه ی من قطع نمی شود فقط جابجا می شود، ولی در کبر سهمیه ی من قطع می شود، در شرک اختیار و کنترل همه چیز برای انسان نامحدود می شود و اجازه ی تصمیم گیری ندارد، شرک زمانی است که ما از کسی که دچار کبر شده است پیروی کنیم و در آخر او برای ما تصمیم گیری می کند.



ادامه مطلب

طبقه بندی: برداشت سی دی، 

به نام یکتای بی همتا
*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/5/14 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم راضیه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «مروری بر سی دی حقه2» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*


"سخنان استاد کمک راهنما خانم وجیهه"

در ابتدا در مورد دیر آمدن رهجوها تذکر داده شد که باید زودتر از زمان تعیین شده در کنگره حضور داشته باشند، چه سفر اولی ها و چه سفر دومی ها.

و نکته ی مهم دیگری که تذکر داده شد در مورد نوشتن سی دی ها بود که فرمودند طبق گفته ی آقای مهندس چهل تا سی دی باید نوشته شود تا رهجو جزء سفر دومی ها محسوب شود، پس هر سی دی که سر لژیون نام برده می شود چه من بگویم بنویسید چه نگویم شما آن را بنویسید، هر کس بنویسد به خودش خدمت کرده است، یعنی ننویسید موقع رفتن به تهران زمانی که آقای مهندس بالای برگه تان می نویسد سفر اول، حالتان گرفته می شود، بنابراین چهل تا سی دی باید نوشته شود و هر سی دی هم کمتر از ده صفحه نشود ولی اگر به خود من باشد هر سی دی باید نوزده صفحه باشد.

و نیز در مورد ورزش گفته شد که ورزش در کنگره مکمل درمان است، ما که معتاد و مصرف کننده نیستیم از یک مصرف کننده حالمان بدتر است و باید حتما ورزش کنیم. ما به این که بیرون از کنگره ورزش های مختلف انجام می دهیم کاری نداریم ما ورزش در کنگره را برای لبیک گفتن به آقای مهندس انجام می دهیم، برای این که از کنگره حمایت کنیم، برای اینکه از جایی که اینقدر دارد به ما خدمت می شود حمایت کنیم. روزهای جمعه وقتی به پارک می رویم کلی به ما خوش می گذرد، غیر از اینکه ورزش می کنیم، بازی می کنیم و خیلی به ما خوش می گذرد پس آن را جدی بگیریم و حضور داشته باشیم و استفاده کنیم. وقتی در رِزومتون ورزش نداشته باشید به شما خدمت داده نمی شود، در زمانی که می خواهید استاد جلسه شوید اگر ورزش نداشته باشید به شما خدمت داده نمی شود.


ادامه مطلب

طبقه بندی:

"به نام خالق هستی"

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/4/31 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم راضیه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «مروری بر سی دی حقه» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*

سخنان استاد کمک راهنما خانم وجیهه

مثالی که می توان برای کبر بزنیم این است که وقتی برای تعیین جنسیت پیش دکتر می رویم، یعنی اینکه دکتر را در حد خداوند بردیم و دکتر را هم پایه ی خدا می دانیم و نمی خواهیم از خداوند پیروی کنیم که ببینیم برای ما چه چیزی خواسته است، کبر می ورزیم و در نتیجه نعمت هایی را که خداوند به ما داده، نعمت آن فرزندی را که به ما داده است را پنهان می کنیم و کافر می شویم. زمانی که من، دکتر را با خداوند در یک عرض قرار می دهم و بگویم پیش دکتر بروم تا برای من تعیین جنسیت کند، یعنی کبر ورزیده ام. هر چیزی که خداوند برای من مقدر کرده حتما برای من لازم بوده است، اگر دختر دارم لازم من است و اگر پسر هم دارم لازم من است و اگر هم هر دو را دارم، پس لازم من بوده است.

هر کاری که در کائنات انجام می شود، پایه ی اصلی آن بر اساس علم است، یعنی چیزی در کائنات همین طوری به وجود نیامده است، همه چیز روی علم است که حتی آقای امین در سی دی حقه 3 کبر و شرک و کفر را به مزاج انسان ها ربط می دهند.

تعریف های پایه را باید خوب یاد بگیریم، اگر این تعریف های پایه را خوب یاد بگیریم می توانیم جلو برویم و جهانبینی را بهتر یاد بگیریم، وگرنه اگر معنی کلمات را متوجه نشویم بعد که جلوتر می رویم برایمان سخت می شود و نمی توانیم یاد بگیریم.


ادامه مطلب


  • paper | فروش | رپرتاژآگهی
  • فروش رپورتاژ بک لینک | فال حافظ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic