تاریخ : سه شنبه 29 بهمن 1398 | 10:20 ب.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/11/28 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم مژگان  باحضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی چراغ» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.

بیانات استاد عزیزمان سرکار خانم وجیهه

هدف هایمان چیزیی نیستند که زود به دستشان بیاوریم، باید برایشان تلاش کنیم و برایشان قدم برداریم و محکم باشیم، خانم اسماعیلی امروز در صحبت هایشان گفتند: خانم زیبا در کنگره پوست انداختند، یعنی کسی می تواند از فراز و نشیب های زندگی راحت و سربلند بیرون بیاید که استقامت داشته باشد و شل و ول نباشد و دم دمی مزاج نباشد، که امروز بگوید به مسافرم کمک می کنم و روز دیگر بگوید به من ربطی ندارد او خودش مصرف کننده است.

ما می گوییم او را کنار بگذار و روی خودت کار کن، ببین خودت چقدر تخریب داری، چون می خواهیم حال خودت خوب شود، مسافر هم خودش کمک راهنما دارد و خودش مسیرش را پیدا می کند، گفته می شود که رهجو مثل آب جاری است، اگر بخواهد به رهایی برسد و بخواهد به درمان برسد راه خودش را پیدا می کند، پس لازم نیست من او را به سمت جلو هُل بدهم؛ به خودم برسم، ببینم اشکال از کجای کارم است، خودمان را دریابیم و خودمان را مُبرا از این ندانیم که من گناهکار نیستم و رفتار من درست بوده است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

"به نام معمار بزرگِ عشق"

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/11/21 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم مژگان  باحضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی زنباره عجوزه را جوان می بیند» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.

سخنان استاد عزیزمان سرکار خانم وجیهه

در این سی دی در مورد کنترل نقاط حساس و زنباره عجوزه را جوان می بیند صحبت می شود که هر دو مربوط به غریزه ی جنسی است. اکثر شما که به کنگره آمدید با این مسائل دست و پنجه نرم کردید، چون می دانید کسی که مواد مصرف می کند بر روی غریزه ی جنسی اش دیگر آن کنترل خاص را ندارد، یا توان و قدرتش را از دست می دهد؛ ولی الان منِ همسفر یک وظایفی بر عهده دارم و این جا آمده ام که این مسئله را بیاموزم که چرا یک مسافر برایش این اتفاق می افتد.

ما در صورت مسئله اعتیاد گفتیم: مواد افیونی از بیرون وارد بدن شده و جایگزین مواد شبه افیونی داخل بدن می شود. حالا کسی که مواد مصرف می کند در ابتدا قدرتش در این زمینه بالا می رود و چون با یک یا چند بار مصرف کردن قدرتش در آن زمینه زیاد می شود، در نتیجه در آن مسئله ماندگار می شود و تکرار کردن دوباره ی این مطلب باعث می شود که بدن نتواند آن موادی را که برای این کار لازم دارد را بسازد در نتیجه بدن تنبل می شود و مجبور است برای این مسئله مدام مواد مصرف کند.



ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

تاریخ : پنجشنبه 17 بهمن 1398 | 08:18 ق.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو
این راه آغازی را آغاز نموده است که پایانی بی پایان دارد و ما بر ساحلی نشسته ایم

 که امواجش بیداری انسان هاست.

به لطف پروردگار باری دیگر رهایی مسافری از بند آزاد شده را جشن می گیریم

و نیز ورود همسفر خانم زهرای عزیز و مسافر محترمشان را به سفر دوم 

را به این عزیزان تبریک می گوییم.

از طرف اعضای لژیون سکوی پرواز


کسانی که به دیگران نور هدیه می کنند،

 روزی صاحب خورشید خواهند شد.

خداقوت و تبریک به استادمان سرکار خانم وجیهه عزیز

رهاییتان مبااااارک




طبقه بندی: رهایی، 

"به نام یگانه معبود هستی"

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/11/13 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم مژگان  باحضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی پای شکسته» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.

از خویش و خدای خویش بخواهید که به وجود انسان ها دمی فوق دم دمیده شود و قوای احساسی آن ها را از نظر حس خارج از وجود قوی گرداند و اتحاد در ماوراء محکم گردد و اگر می بینید که حس در اشخاص از درجه حیوانیت بالاتر صعود نمی نماید بدانید آنان دوست و همراه نیروهای الهی نیستند و با آنان همراه مباشید که در فرامین دریافتی شما وقفه ای طولانی ایجاد می شود.

استاد بزرگمان در نهایت آرامش و متانت مطالب بسیار آموزنده ای در مورد سی دی پای شکسته را بیان نمودند و موارد مبهم را خیلی رسا بیان نمودند:

آیا دوست دارید برای هر کسی درد دل کنید؟ آیا قبلاً این کار را انجام داده اید؟

مشکل اصلی ما اعتیاد است و اولین چیزی که با آن دست و پنجه نرم می کنیم و نمی خواهیم در کنار ما باشد این مسئله اعتیاد است و ممکن است با هر کسی راجب این مسئله درد دل کنیم، ما چون در حوضه ی اعتیاد صحبت می کنیم اعتیاد را مثال می زنیم اما شما ممکن است در هر قسمتی از زندگیتان با آن برخورد کنید و راجب یک سری مسائل با کسانی درد دل کنید که اصلاً اندازه ی آن صحبت شما نباشند و آن ها را نمی شناسید یا آن ها را می شناسید ولی ظرفیت پذیرش آن درد دل شما را ندارند، ممکن است نزدیک ترین افراد به شما هم باشند مثلاً: خواهر یا مادرتان یا خواهر شوهر و یا مادر شوهر یا حتی دوستتان باشد و شاید چند سال با هم رفت و آمد هم داشته باشید اما آن ظرفیت لازم در وجود آن طرف نیست و درد دل را بر علیه شما استفاده کند، شک نکنید؛ ممکن است در مورد اعتیاد شوهرت با خواهرت درد دل کنی و روزی دیگر سر مسئله ای، اعتیاد همسرت را به تو گوشه و کنایه بزند و در آن زمان همه ی آن چیزهایی را که ساخته ای به هم می ریزد و خود شما این اجازه را به طرف مقابل داده ای؛ وقتی کسی درونش را برای کسی بازگو می کند که چه اتفاقاتی در روزمره من رخ می دهد و من از چه چیزی در حال رنج بردن هستم مجوزش را به طرف مقابل می دهد که بیا و در مورد من قضاوت و تجسس کن، می توانی پشت سرم هم غیبت کنی. یعنی بدون این که بخواهیم این کار را انجام می دهیم، درد دل کردن بد نیست اما به این شرط که طرف مقابلت را اینقدر بشناسی که بدانی ظرفیتش چقدر است و یک موقع هست به خواهر یا دوستی حرفی را بیان می کنی و می دانی که آن حرف دیگر در سینه اش است و تمام شده است چون ظرفیتش را داشته، ولی گاهی وقت ها کمک که نمی شود هیچ، بلکه آن مشکل چند برابر بزرگ هم می شود. ما در احادیث هم داریم که گفته شده حضرت علی با چاه درد دل می کردند، دیگر بالاتر از این؟ چون ظرفیتش را در کسی نمی دیدند که بخواهند با او درد دل کنند.

و در ادامه بخوانید...



ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

"به نام خدا"

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/11/7 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم مژگان  باحضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی گمگشته» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.

"سخنان آموزنده استاد عزیزمان خانم وجیهه"

آستانه ی آشوب به چه چیزی بستگی دارد؟ آیا همه به آستانه ی آشوب می رسند؟

همه ی ما انسان ها می توانیم به آستانه ی آشوب برسیم، آیا تا کنون شنیده اید که کسی به فرزندش بگوید: آن روی سگ من را بالا نیاور!؛ همه ی ما انسان ها دو تا رو داریم، یک روی حیوانی و یک روی انسانی و گاهی وقت ها آن روی حیوانیمان را نشان می دهیم که این روی حیوانی همان زمانی است که نمی توانیم خودمان را کنترل کنیم و نمی توانیم تعادل خودمان را حفظ کنیم چون نقطه تحملمان پایین است، برای این که نقطه تحملمان را بالا ببریم باید دانش و داناییمان را در کل بالا ببریم، اگر داناییمان را بالا ببریم ناخودآگاه نقطه تحملمان هم نسبت به آن بالا می رود، و اگر دانایی من در این زمینه که مثلاً: اگر تصادفی رخ دهد و قفل فرمان را دربیاورم ممکن است دست به کار خطرناک بزنم و اگر درنیاورم دیگر به کسی آسیب نمی زنم و بگویم خوب حالا آن طرف مقابل نمی فهمد، من که می فهمم؛ بالا برود، آن وقت است که  نقطه تحمل هم بالا می رود و در نتیجه به آستانه ی آشوب نمی رسم.



ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

تاریخ : چهارشنبه 2 بهمن 1398 | 04:05 ب.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو

به لطف پروردگار باری دیگر رهایی مسافری از بند آزاد شده را جشن می گیریم

و نیز ورود همسفران خانم راضیه و خانم زهره عزیز را به سفر دوم 

را به این عزیزان تبریک می گوییم.

برای استادمان سرکارخانم وجیهه عزیز برای تمامی زحماتشان یک سبد عشق 

و یک کوله بار امید و عاقبت بخیری از پروردگار را خواهانیم.





وقتی گره اصلی زندگیمان باز شد، بقیه ی گره ها خود به خود باز می شوند، 

پس تشنه ی رسیدن به اهدافمان باشیم با دلی پر از عشق.



رهاییتان مبااااارک





طبقه بندی: رهایی، 

"به نام خداوندگار زمین و آسمان ها"
*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/10/30 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم مژگان  باحضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی بیکران 1» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.


سخنان استاد بزرگوارمان سرکار خانم وجیهه

چیزی که برای ما انسان ها محترم شمرده شده است قدرت اختیاری است که خداوند به ما داده، وقتی انسان به زمین وارد شد خداوند قدرت اختیار را به او داد و گفت تو را بر سر دو راهی قرار می دهیم و تو می توانی یا راه فسق و فجور را انتخاب کنی یا راه تقوا، پس به ما قدرت تفکر و اختیار داد تا ما بتوانیم در هر زمینه ای چیزی برای گفتن داشته باشیم.

بیشتر امراضی که برای انسان به وجود می آید از بی محبتی است، ما بیشتر دوست داریم که آن محبت را دریافت کنیم و یک نیرویی به ما می گوید که فقط دریافت کن، اگر کادو یا پول، توجه یا عشق یا محبت است فقط دوست داریم دریافت کنیم و همه را برای خودمان می خواهیم و یادمان می رود که طرف مقابلمان هم این چیزها را می خواهد، طرف مقابلمان فقط یک بدی داشته آن هم این که مصرف کننده ی مواد بوده ولی اگر بنشینی و خوبی هایش را لیست کنی واقع بینانه، نه این که دو تا خط نوشتی بگویی نه دو تا خوبی هم نداشت، اگر واقع بینانه خوبی هایش را بنویسی می بینی تنها بدی اش همین مصرف کننده ی مواد مخدرش بوده است و گاهی اوقات اگر واقع بینانه تر نگاه کنیم می بینیم باز تقصیر ماست و از بی محبتی ماست که به این جا رسیده، نمی خواهم بنشینید و خودتان را سرزنش کنید، هر چه بوده گذشته، از امروز به بعد مرض بی محبتی را در خانه هایمان در پلاستیکی می اندازیم و بیرون می اندازیمش تا دیگر آن را نداشته باشیم، پس اگر فقط بخواهید محبت را دریافت کنید خودتان دیگر یک جایی کم می آورید چون انسان تا چیزی را فرستنده اش نباشد، گیرنده اش هم نمی تواند باشد، اصلاً تا انسان چیزی را نداشته باشد نمی تواند دریافت کند، شما تا پول نداشته باشی که بتوانی وسیله ای را بخری نمی توانی از آن لذت هم ببری، پس محبت را باید بدهی تا بتوانی آن را دریافت کنی، همین طور بنشینی و بگویی به من محبت بدهید، محبت که دریافت نمی کنی هیچی، خشم و کینه هم در دلت کاشته می شود چون خواستی فقط دریافت کنی و طرف مقابلت در حالی نبوده که بتواند به تو محبت کند و تو هم بذر خشم و کینه را در دلت نسبت به او می کاری و هر روز هم آن را آبیاری می کنی و هر شب اشک می ریزی و با این اشک ها شب ها می خوابی و حالت هر روز خراب تر از دیروز می شود، پس آنقدر محبت کنید تا طرف مقابل محبت کردن را از شما یاد بگیرد، ببین چه استادی باید باشی در محبت کردن، استاد هیچ وقت به شاگردش نمی گوید که به من محبت کن، نه تنها فقط به مسافر باید محبت کنی، بلکه فرزندانمان هم به محبت نیاز دارند، گاهی وقت ها بچه های ما از بی محبتی هست که با ما ارتباط ندارند، ما نتوانستیم به وقت به آن ها محبت کنیم، آن وقتی که احتیاج داشته من سرم گرم مسافرم و مصرف کردن او بوده، آن ها بزرگ می شوند و یک مواقعی هست که باید باز پس بدهی، بازخورد آن روزهایی را که یادت رفته را یک جاهایی پس می گیری و مطمئن باشید که پس می گیرید، یعنی امروز پس نگیریم یک روزی بالاخره این ها را پس می گیریم، دلم می خواهد آن چه باور است محبت است فقط روی زبانمان نباشد، خالی نباشیم، ظرف خالی فایده ندارد، همیشه دوست داریم که کسی در کنارمان باشد و آن قدر پر باشد که ما بتوانیم از اندوخته آن برداریم، خودت بیا و یک بار تجربه کن و خودت این ظرف پر باش، تو خالی نباش، تو محبت کن، خیلی از مسافرهایی که می آیند از درد بی محبتی مصرف کننده شده اند، محبت به جا، به موقع  و درست نه محبت بی خودی و بچه هایی که به آن محبت بی خودی شود می شوند همان طلب کارانی که هر روز می گویند چرا این کار را برایم نکردی، چرا آن کار را برایم نکردی، بدانید کی و کجا و چه جوری آن محبت را انجام بدهید.


ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 



  • paper | فروش | رپرتاژآگهی
  • فروش رپورتاژ بک لینک | فال حافظ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic