تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 | 07:44 ق.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو
به نام خدایی که عاشقی اش دل می خواهد نه دلیل

سکوی پرواز

زندگی دفتری از خاطره هاست...

یک نفر در دل شب، یک نفر در دل خاک...

یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست،

چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...

ما همه همسفریم...

                                              در این مسیر با ما همراه باشید...




" به نام قدرت مطلق الله "


سلام دوستان ملیحه هستم یک همسفر

در مورد شرک و کفر باید گفت که این دو مقوله هم زمان با هم اتفاق می افتند و کسانی که از این افراد حمایت می کنند و دنباله رو راه آن ها می باشند افراد مشرک می باشند، همه ی این افراد در سیستم آفرینش کار می کنند ولی می خواهند به خواسته هایشان زودتر از زمان مقرر برسند و قوانین را نقض می کنند، این ها به دنبال فرمانده و خدای جدیدی هستند و مشرکان می شوند بنده ی کسی که کبر دارد.

تاریکی از کبر به وجود می آید و کبر زمانی خود را نمایان می کند که انسان بداند از ماهیت بالاتری برخوردار است و کبر می ورزد و همانطور که می دانیم کسانی که کبر دارند از پتانسیل و قدرت جاذبه ی قوی نسبت به بقیه برخوردارند و هر کسی نمی تواند دچار کبر شود، یکی از نشانه های کبر این است که آرامش را از دست می دهد، کسانی که کبر دارند انرژی دیگران را می گیرند و انرژی خیلی کمی از خودشان به دیگران می دهند.

ولی کسانی که شرک دارند اهل معامله هستند، یعنی یک چیزی می دهند و یک چیز دیگری می گیرند، مثال: یک گوسفند نذری می کنند و یک خانه می خواهند، کسانی که شرک دارند در آرزوی این هستند که روزی خودشان به خدا تبدیل شوند و کسانی که کبر دارند روزی درونشان تهی می شود و نشانه ی کبر این است که فرد احساس می کند نژاد برتر است، در صورتی که نژاد برتر یکی است و فقط وفقط خالق می باشد.

 در حقه ی 3 به این موضوع اشاره دارد که مدل برای این است که انسان تصویر خوبی از یک مسئله داشته باشد، وقتی تصویر پیدا شد مسئله ساده می شود.

در مثال زمین دو مثلث وجود دارد:

انسان، یعنی زمین چه ماهیتی دارد می شود بسترش و چه خاصیتی می شود خواسته های نفس و با این ها چگونه برخورد می کند که در زمین چه چیزی بکارد و چه چیزی نکارد می شود تفکرات.

مثلث ساختار یا بستر: "جنس خاک، خواسته ها، تفکرات"

مثلث رحمت خالق: "نور، آب، هوا"

ترکیب زمین و خواسته ها و تفکرات ما به اضافه ی مثلث نور، آب و هوا همه چیز را به وجود می آورد،اگر زمینی نورش زیاد باشد این نور به حرارت و اگر آب کم باشد به خشکی تبدیل می شود.

مراحل درک کردن انسان شامل: 1 رؤیت، 2 شنیدن، 3 قسمتی که درک می شود که همان قلب است. در صور پنهان موقعی که انسان نورش کم می شود کم کم تصاویر را دیگر نمی تواند دریافت کند که در کفر هم همین مسئله وجود دارد.

تمرکز نور در یک نقطه می تواند آن چیز را چند برابرِ چیزی که هست زیباتر نشان دهد و کم بودن نور می تواند آن را خیلی کم اهمیت نشان بدهد، پس زمانی که انسان دچار کفر می شود چون خوبی ها را پنهان کرده به خوبی ها نوری تابیده نمی شود و به بدی ها نور می تابد و چیزهایی که کم اهمیت هستند برایش فوق العاده پر زور و ارزشمند و چیزهایی که ارزشمند هستند برایش فوق العاده کم اهمیّت و بی محتوا به نظر می رسد.

 




طبقه بندی: برداشت سی دی، 

" به نام خدای مهربانی ها "


سلام دوستان هاجر هستم یک همسفر

ما برای یادگیری از هر مطلب احتیاج به تعریف داریم، بعد از آن احتیاج به مدل و بعد آموزش. اگر ما نتوانیم آموزش بگیریم در ما تغییر به وجود نمی آید و ما از نیروهای بازدارنده پیروی می کنیم، چون جهانبینی را آموزش ندیده ایم نمی توانیم تغییر کنیم. کبر، کفر، شرک و نفاق در مورد آنها در قرآن بسیار گفته شده و بارها تکرار شده اند.

کبر یعنی کسی خود را در حد خدا بداند، کسی که دچار کبر می شود به سمت تاریکی ها می رود، ابلیس و فرعون دچار کبر شدند و کسی که کبر پیدا می کند نورش کم می شود و برای بدست آوردن نور از دیگری کمک می گیرد، نمونه ی کبر تعصب نژادی است، چون نژاد فقط مال خالق است. کسی که کبر دارد و ما از او اطاعت می کنیم ما می شویم مشرک (مثال کارخانه) مشرکین کسانی هستند که به دنبال خالق دیگری می گردند.

انسان ها مانند زمین هستند، که هم زمین مرغوب داریم و هم نامرغوب.انسان ها هم ویژگی خوب دارند که به آن حسنات می گویند و هم ویژگی بد که سیئات می گویند. انسان قابل تغییر است،مثلا من در موسیقی استعداد ندارم ولی زمینه ام برای یادگیری خوب است پس با تلاش می توانم تغییر کنم.

در کفر انسان خوبی انسان های دیگر را نادیده می گیرد، کفر به خدا هم این است که ما نعمت های خدا را نادیده بگیریم، چشم و گوش و... بگیوم مال خودم است، خدا کیست؟ کفر به بندگان این است که من بدانم دوستم صدای زیبا دارد ولی آن را پنهان می کنمو بیان نکنم، زمانی که من خوبی های دیگران را نادیده بگیرم خوبی های خودم هم پنهان می شود، مثال همان زمین، که زمانی که من کفر دارم زمین مرغوب را می بینم ولی می روم سمت زمین نامرغوب و وقتم را برای کاشتن می گذارم و در آخر به من هیچ محصولی نمی دهد و در کفر سهمیه ی من قطع نمی شود فقط جابجا می شود، ولی در کبر سهمیه ی من قطع می شود، در شرک اختیار و کنترل همه چیز برای انسان نامحدود می شود و اجازه ی تصمیم گیری ندارد، شرک زمانی است که ما از کسی که دچار کبر شده است پیروی کنیم و در آخر او برای ما تصمیم گیری می کند.



ادامه مطلب

طبقه بندی: برداشت سی دی، 

به نام یکتای بی همتا
*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/5/14 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم راضیه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «مروری بر سی دی حقه2» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*


"سخنان استاد کمک راهنما خانم وجیهه"

در ابتدا در مورد دیر آمدن رهجوها تذکر داده شد که باید زودتر از زمان تعیین شده در کنگره حضور داشته باشند، چه سفر اولی ها و چه سفر دومی ها.

و نکته ی مهم دیگری که تذکر داده شد در مورد نوشتن سی دی ها بود که فرمودند طبق گفته ی آقای مهندس چهل تا سی دی باید نوشته شود تا رهجو جزء سفر دومی ها محسوب شود، پس هر سی دی که سر لژیون نام برده می شود چه من بگویم بنویسید چه نگویم شما آن را بنویسید، هر کس بنویسد به خودش خدمت کرده است، یعنی ننویسید موقع رفتن به تهران زمانی که آقای مهندس بالای برگه تان می نویسد سفر اول، حالتان گرفته می شود، بنابراین چهل تا سی دی باید نوشته شود و هر سی دی هم کمتر از ده صفحه نشود ولی اگر به خود من باشد هر سی دی باید نوزده صفحه باشد.

و نیز در مورد ورزش گفته شد که ورزش در کنگره مکمل درمان است، ما که معتاد و مصرف کننده نیستیم از یک مصرف کننده حالمان بدتر است و باید حتما ورزش کنیم. ما به این که بیرون از کنگره ورزش های مختلف انجام می دهیم کاری نداریم ما ورزش در کنگره را برای لبیک گفتن به آقای مهندس انجام می دهیم، برای این که از کنگره حمایت کنیم، برای اینکه از جایی که اینقدر دارد به ما خدمت می شود حمایت کنیم. روزهای جمعه وقتی به پارک می رویم کلی به ما خوش می گذرد، غیر از اینکه ورزش می کنیم، بازی می کنیم و خیلی به ما خوش می گذرد پس آن را جدی بگیریم و حضور داشته باشیم و استفاده کنیم. وقتی در رِزومتون ورزش نداشته باشید به شما خدمت داده نمی شود، در زمانی که می خواهید استاد جلسه شوید اگر ورزش نداشته باشید به شما خدمت داده نمی شود.


ادامه مطلب

طبقه بندی:

"به نام خالق هستی"

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/4/31 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم راضیه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «مروری بر سی دی حقه» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*

سخنان استاد کمک راهنما خانم وجیهه

مثالی که می توان برای کبر بزنیم این است که وقتی برای تعیین جنسیت پیش دکتر می رویم، یعنی اینکه دکتر را در حد خداوند بردیم و دکتر را هم پایه ی خدا می دانیم و نمی خواهیم از خداوند پیروی کنیم که ببینیم برای ما چه چیزی خواسته است، کبر می ورزیم و در نتیجه نعمت هایی را که خداوند به ما داده، نعمت آن فرزندی را که به ما داده است را پنهان می کنیم و کافر می شویم. زمانی که من، دکتر را با خداوند در یک عرض قرار می دهم و بگویم پیش دکتر بروم تا برای من تعیین جنسیت کند، یعنی کبر ورزیده ام. هر چیزی که خداوند برای من مقدر کرده حتما برای من لازم بوده است، اگر دختر دارم لازم من است و اگر پسر هم دارم لازم من است و اگر هم هر دو را دارم، پس لازم من بوده است.

هر کاری که در کائنات انجام می شود، پایه ی اصلی آن بر اساس علم است، یعنی چیزی در کائنات همین طوری به وجود نیامده است، همه چیز روی علم است که حتی آقای امین در سی دی حقه 3 کبر و شرک و کفر را به مزاج انسان ها ربط می دهند.

تعریف های پایه را باید خوب یاد بگیریم، اگر این تعریف های پایه را خوب یاد بگیریم می توانیم جلو برویم و جهانبینی را بهتر یاد بگیریم، وگرنه اگر معنی کلمات را متوجه نشویم بعد که جلوتر می رویم برایمان سخت می شود و نمی توانیم یاد بگیریم.


ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 29 تیر 1398 | 07:40 ب.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو

" به نام و حمد خدا "

خلاصه ای از سی دی حقه 1، نوشته شده به دست همسفر خانم هاجر


سلام دوستان هاجر هستم یک همسفر

ما برای یاد گرفتن باید تعریف داشته باشیم، هر چیز صور آشکار و پنهان دارد. صور آشکار مانند درخت و کوه که آن ها را با چشم می بینیم و صور پنهان مثل عقل، نفس، شجاعت که نادیدنی است و برای تعریف آن ها به مدل احتیاج داریم، مثل نفس که به شهر وجودی تشبیه شد. ما اگر از یک موضوع چند تعریف داشته باشیم آن موضوع را نفهمیده ایم، علت این که در روانشناسی نظرها زیاد است، همین صور پنهان است، زمانی که برای صور پنهان از مدل استفاده کردیم و تصویر آن در ذهنمان آمد به یک نظریه ی واحد می رسیم.

آموزش پایه ی اصلی هر کاری است، ما اگر آموزش نبینیم تغییر نمی کنیم. مثلث دانایی (آموزش، تجربه، تفکر) است که ما تفکر و تجربه را داشته ایم و به کار برده ایم، اما احتیاج به آموزش داریم. مثل زمانی که ما به کنگره می آییم و احتیاج به آموزش داریم، زمانی که راهنما به ما آموزش می دهد ما نباید تعارف داشته باشیم، اگر سؤالی داریم باید بپرسیم، نه این که بگوییم اگر بپرسم دیگران می گویند وای چه کم استعداد است، برای پرسیدن سؤال باید از منیت خود بگذریم.

در قرآن در مورد شرک و کبر و کفر صحبت شد و عذاب هایی که در مقابلش آمده، کبر زمانی اتفاق می افتد که فردی خودش را در جایگاه خداوند بداند. در این دنیا عذاب هایی هست که با بیماری ظاهر می شود، بیماری های روحی روانی. سیستم ایکس ما با امواج، افکار منفی و مواد مخدر از بین می رود و وقتی فردی دچار کبر می شود عواقب آن ظاهر شدن بیماری است.

ابلیس دچار کبر شد و از درگاه خداوند رانده شد، چون خداوند به او گفت به انسان سجده کن و او گفت من از آتش هستم و انسان از خاک، پس من بر انسان برتری دارم و زمانی که دچار کبر شد کافر شد، چون کبر که می آید کفر هم به آن اضافه می شود و خوبی های دیگران را نمی بیند.

ما در تعادل جهان نقش داریم ولی در آفرینش نه. مثال کارخانه ای که رئیس آن خداوند است و نادیدنی است و افراد دیگر کارگر، فرمانده، مهندس و ... در آن کارخانه مشغول به کار هستند، این کارخانه نور تولید می کند، اگر فرمانده خود را در مقام خداوند ببیند و از این کارخانه سهم بخواهد دچار کبر شده است و افرادی که از دستورات او که بر خلاف فرمان خداوند است اطاعت کنند مشرک می شوند، مشرکین اهل معامله هستند، مثلا: اگر گوسفند دادند از تو خانه می گیرند، افرادی که به سمت شما می آیند یک سری ناامیدی، بیماری، تاریکی و مشکلات دارند که زمانی که به سمت شما می آیند آن ها را به شما انتقال می دهند. مقام شو شود فقط مال خالق است، افراد نژادپرست (ترک، لر) دچار کبر شده اند، چون کبر فقط مخصوص خالق است.

فردی که از ابعاد جهان غافل شود ( کهکشان ها، ستارگان و...) و خود را در جایگاه خداوند ببیند دچار کبر می شود. خداوند می گوید از اهریمن دوری کنید، کسی که کبر دارد در مقام اهریمن است مثل (فرعون و آل فرعون) مشرکین به دنبال خالق هستند، آن نشد یکی دیگر را جایگزین می کنند.

فرق شرک و کبر در این بود که کسی که خود را در جایگاه خداوند می داند "کبر" و کسی که می رود و دنبال کسی که کبر دارد بگردد و دستورات او را به عنوان فرمانده قبول کند دچار "شرک" شده است.

منشأ خیلی از بیماری ها و گرفتاری های ما مربوط می شود به حس هایی که به ما ربط ندارد و آلودگی به ما منتقل می کنند.

خداوند انسان ها را در شرایط سخت قرار می دهد تا فرد در آن شرایط سخت تبدیل برایش اتفاق بیفتد، فردی که سقوط آزاد و پله کم کردن به او داده می شود برای مدتی باید باشد و سختی بکشد تا به رهایی برسد مانند ( کیک که در فر پخته می شود) آن هم به پختگی لازم برسد. خداوند رحیم است و کسی هم که کبر دارد حس دلسوزی و رحیمی دارد، دلسوزی و محبت کردن با هم فرق دارد.




طبقه بندی: خلاصه ی سی دی، 

"به نام پروردگار هُمای سعادت"

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/4/23 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم پرتو و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی حقه 1 و 2» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*


" استاد جلسه همسفر خانم آزیتا "

برای یادگیری اصولی و درک مطلب احتیاج به تعاریف داریم که تعاریف باید ساده و روان باشند، و باید اینقدر دقیق باشد که با چیز دیگری اشتباه گرفته نشود. برای تعاریف تصویرسازی باید انجام بدهیم، هرچیزی که جزء صور آشکار باشد به راحتی میتوان آن را تعریف کرد اما اگر صور پنهان باشد مثل زیبایی و شجاعت و یا نفس و روان، تعریف کردنش سخت است و شاید هزاران سال طول بکشد تا به یک تعریف برسیم، و زمانی که تعاریف متفاوت باشد مشخص شده که اون علم هنوز باز نشده است.

آقای امین می فرمایند که در علوم روانشناسی چندین نظریه مثلا در مورد روان وجود دارد و تعاریف مختلفی دارد و این نشان می دهد که هنوز این علم شناخته نشده است، علوم وقتی در مسیر درست قرار می گیرند که تعریف درستی داشته باشند، اگر بتوانیم یک مدل برای آن به کار ببریم آن علم شکافته شده است، بنابراین در صور پنهان اگر مدل ساده باشد، تعداد نظریات از بین می رود و به یک نظر واحد می رسیم.

برای رسیدن به رشد و پیشرفت نیاز به آموزش داریم، آموزشی که پایه و اصولی باشد و انتقال اطلاعات به درستی صورت بگیرد، زمانی که آموزش نباشد تغییر صورت نمی گیرد. مثلث دانایی که از سه ضلع (تفکر، تجربه و آموزش) تشکیل شده است، انسان از زمانی که متولد می شود یکسری تجربیاتی را دارد و از 5 الی 6 سالگی هم توانستیم با مغزمان فکر کنیم و مدام در حال فکر کردن هستیم و در آخر این آموزش خیلی مهم است تا این دانایی شکل بگیرد، اگر آموزش درست نباشد مثلث دانایی شکل نمی گیرد و تغییری در ما ایجاد نمی شود، در واقع ما آمده ایم که آموزش ببینیم و تغییرمان به سمت رشد کردن باشد، وقتی آموزش خوب و روان است اما رودروایسی داریم و منیت و حساسیت داریم، در نتیجه سؤالاتی را که برایمان پیش می آید را نمی پرسیم و در این زمان خودمان چیزی یاد نمی گیریم و رشد نمی کنیم و درجا می زنیم، دچار رکود می شویم و بدتر از همه دچار نیروهای بازدارنده می شویم، مثلا رهجویی بعد از چند ماه غیبت نمی کند و پشت سر مادرشوهرش صحبت نمی کند و مهربانتر شده، حسادت نمی ورزد، رذایل را از خودش دور کرده ولی من تمام آن آت و آشغال هایی که در وجودم و در ذهن و رفتارم بوده است، هنوز هست و تکان نخورده است، چون آن طوری که باید آموزش نگرفته ام، سؤال نکرده ام و تغییر در من ایجاد نشده و نیروهای بازدارنده در من وجود دارند.

و در ادامه بخوانید...



ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : چهارشنبه 19 تیر 1398 | 07:33 ب.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو

"به نام خدایی که مهربانی را در دل انسان ها قرار داد"

خلاصه ای از سی دی "بخشش" به قلم همسفر خانم زهره

بیشترین چیزهایی که در طول روز به وجود می آید حس است. حس می تواند در مسیر زندگی انسان ها تاثیر زیادی داشته باشد و بعضی وقت ها حس حالت تکرار کننده پیدا می کند و هرگز صفر نمی شود، و بعضی وقت ها حس ها قدرتمند می شوند و مثل موج بالا و پایین می شوند و اگر حس های خوبی باشند یک حالت رکود و آرامی پیدا می کنند و حس در انسان وجود دارد و نقش دارد. در یک سری اتفاق ها حس به وجود می آید و ممکن است آن اتفاق همیشه در نظر انسان باشد و باعث به وجود آمدن آن حس نباشد و آن آدم خیلی زودرنج باشد، مثلا فردی بخواهد وارد زندگی کسی شود و به طرف بگوید تو از زندگی خودت برو بیرون تا من وارد زندگی تو شوم و جای تو را بگیرم و این ناراحتی در حال جزئی نیست و احساس ناخوشایندی به وجود می آید و ممکن است سال ها طول بکشد تا طرف بتواند از آن بگذرد و یا باعث شود ضربه ای به خودش وارد کند یا به طرف مقابل و این مسئله اصلا خوشایند نیست. حال می گوییم چه چیز می تواند کمک کند تا آن طرف مقابل آن حس را از بین ببرد باید تفکر کند و آن تخریب را درست کند تا قدرت گذشت را پیدا کند ممکن است قابل جبران نباشد ولی اگر انسان حس بخشش نداشته باشد بارش سنگین تر می شود و همیشه در عذاب است و طرف مقابل هم همین طور است، همین حس را دارد. ولی سعی می کنیم که بخشش را از خودمان شروع کنیم و بخشش در زندگی تاثیر می گذارد. هر چند طول می کشد ولی باید فراموش کرد و بخشید تا بتوانیم بهتر و زیباتر زندگی کنیم.

کسی که بخشنده است و می بخشد علمش زیاد است. شاید خدا خواسته باشد که این اتفاق رخ دهد تا چیز بهتری را در زندگی شما قرار دهد. پس ببخشید تا بخشنده شوید و در زندگیتان معجزه برپا شود.




طبقه بندی: خلاصه ی سی دی، 

« به نام مهر آفرینِ مهرگستر »

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/4/17 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم پرتو و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی پایه» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*

" سخنان استاد سرکار خانم وجیهه "

قبلا ما فکر می کردیم که مفهوم آزادی در اجتماع، یعنی اینکه من بتوانم هر کاری که می خواهم انجام بدهم و هر جور که دلم می خواهد رفتار کنم و هر چیزی که دلم می خواهد بگویم، اما اینجا به من می گوید که نه، ما در جمع می توانیم خوش باشیم، مثلا امروز خانم صفورا یک مشارکت کرد و این توی جمع بودن بود که قدرت آزادی بیان را به او داد، اگر در تنهایی اش بود و هزار بار هم آنها را برای خودش می گفت، اینقدر تخلیه نمی شد، اینقدر راحت نمی شد و اصلا برایش فایده ای نداشت، اما در جمع تکامل و رشد اتفاق می افتد، ما الان که پهلوی هم هستیم و از درد دلهای همدیگر با خبر می شویم و در حال آموزش گرفتن هستیم این یعنی آزادی.

ما گاهی اوقات می خواهیم کارهایی را انجام بدهیم اما جرأت انجام عمل را نداریم، اول این سی دی به من می گوید که ترس هایت را کنار بگذار و هر کاری که از دستت بر می آید برای رسیدن به اهدافت انجام بده، اما گاهی اوقات انجام ندادن بعضی از کارها خیلی بهتر از انجام دادن آن کار است. مثلا می گوید: شوهرم به کنگره نمی آید، نمی دانم چه کار کنم؟ هیچ کاری نمی خواهد انجام بدهی، قرار نیست تو کاری انجام بدهی، گاهی اوقات می خواهی ابروهایش را برداری تازه میزنی چشمش را هم کور می کنی، و تازه شاید کاری انجام بدهی که او از آمدن به کنگره منصرف شود و آن زمان است که دیگر کاری از دستت بر نمی آید و وقتی که خودش نخواهد که قدم هایش را بردارد شما هیچ کاری نمی توانی بکنی، پس بهتر است گاهی وقتها هیچ کاری نکنی ولی اگر در بعضی مسائل کاری از دستمان بر می آید دریغ نکنیم و جرأت عمل را به خودمان بدهیم.

در جهانبینی ما می خواهیم با صور پنهان آشنا شویم «عقل، روح، نفس، آرشیو، کالبدهای هفت گانه، حس و ذهن»، راجب چیزهایی که قابل لمس نیستند و نمی توانیم به آنها اشاره کنیم و برای آنکه بتوانیم آن را بهتر متوجه بشویم از مدل استفاده می کنیم که ما راجب مدل نفس صحبت کردیم و در تعریف نفس گفتیم: «آنچه تعیین موجودیت می کند در ظاهر و باطن و نشانه اش هم این است که خواسته دارد» ما نفس را با خواسته هایش می شناسیم، گفتیم نفس بر اثر دانایی و خواسته ی انسان در سه مرحله قرار می گیرد و هر انسان یک نفس دارد اما بر اساس خواسته هایش در سه مرحله قرار می گیرد. شهر وجودی من می تواند خواسته هایش معقول و یا غیرمعقول باشد که خواسته های معقول همان انسان های حکیم و فرزانه هستند و خواسته های نامعقول انسان های دزد و طمّاع و تبهکار و کسانی که در مسیر ضدارزشها قرار می گیرند و هر کار ضدارزشی را انجام می دهند و هر کدام از اینها که بیشتر باشد من در یک مرحله ای از نفس قرار می گیرم و هر چقدر خواسته های غیرمعقول من بیشتر باشد و خواسته های من جوری باشد که اصلا وجدان در آنها نباشد و هر کاری که دلم می خواهد انجام بدهم در این زمان در مرحله ی نفس اماره قرار می گیرم، اما هر چقدر که آدم های خوب که به سمت ارزشها حرکت می کنند در شهر وجودی من بیشتر باشد من در مسیر نفس مطمئنه قرار می گیرم.

نفس با روح چه تفاوتی دارد؟

هر انسانی هم روح دارد و هم نفس ولی روح فقط مخصوص انسان است و از طرف خداوند در انسان دمیده شده، این طوری می توانیم تصور کنیم که منبع روح خداوند است و به هر انسانی یک ذره ای از آن را بخشیده است، همه ی موجودات از گیاهان و حیوانات وانسانها و... همه نفس دارند اما روح فقط مخصوص انسان است. نفس یک گیاه نعناع یک گیاه نعناع را موجودیت می کند نفس یک ببر، ببر را موجودیت می کند و نفس هر انسانی همان انسان را موجودیت می کند.

شنیده اید این کلمه را که می گویند: طرف قبض روح شد؟ این کلمه کاملا غلط است، انسان در زمان مرگ نفسش را تحویل می دهد، روح را تحویل نمی دهد و جسم هم به خاک سپرده می شود. اما روحمان به کجا می رود؟ روح به ابعاد دیگر می رود و از بین رفتنی نیست، آقای مهندس هم می فرمایند که ما نمی دونیم که جنس روح از چیست اما می دانیم که چی نیست، می دانیم که نفس نیست.

و در ادامه بخوانید ...


ادامه مطلب

طبقه بندی:

تاریخ : چهارشنبه 5 تیر 1398 | 04:55 ب.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو
« به نام خالق عشق »

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/4/3 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم پرتو و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «وادی ششم 2» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*


«استاد جلسه همسفر خانم راضیه»

فرمانروا و پادشاه یک کشور همیشه خوبی مردمان کشورش را می خواهد، پس ما نتیجه می گیریم که عقل ما را به سمت خوبی ها هدایت می کند و هیچ وقت از روی جهل و نادانی تصمیمی نمی گیرد که بدی مردمش را بخواهد رقم بزند، مثل یک رئیس کارخانه  که هیچ وقت نمی خواهد کارخانه منحدم و تعطیل شود مگر اینکه جهل و نادانی اش منجر به این کار شود.

در شهر وجودی فرمانروای بزرگ، عقل، یکسری شورا دارد که در این شورا همیشه یکسری عناصر منفی و مثبت وجود دارد، که این عناصر منفی وانسان های فاسد که خواسته های نامعقول دارند این خواسته ها را پیش فرمانروا می برند و از او می خواهند که آنها را امضاء کند تا بتوانند آنها را اجرا کنند، ولی فرمانروا که تشخیص می دهد چه چیزی به صلاح است و چه چیزی به صلاح نیست آنها را رد می کند و در این زمان است که عناصر منفی یکسری انسان های نادان را دور خود جمع می کنند و با هم یک گروه را تشکیل می دهند و یک انسان شرور دیگر را به عنوان رئیس انتخاب می کنند که همان نفس اماره است و این نفس اماره شروع می کند به دادن فرمان های نامعقول از جمله انتقام جویی، ثروت اندوزی، زیاده طلبی و...

و در ادامه بخوانید ...


ادامه مطلب

طبقه بندی:

"به نام خداوند بخشنده و مهربان"

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز پنجشنبه 98/3/30 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم پرتو و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه «ادامه قانون چهارم کتاب 60 درجه» آغاز به کار نمودند.*


« سخنان استاد سرکار خانم وجیهه »

بعضی ها گل رهایی را هم می گیرند اما به درمان نمی رسند، در کنگره قرار است که سه ضلع جسم، روان و جهانبینی به تعادل برسند، اگر این سه ضلع به اندازه ی هم به تعادل نرسند بالاخره شخص یک جایی خراب کاری می کند، با روش dst و این 11 ماهی که به کنگره می آیند همانطور که جسمشان به تعادل می رسد، در کنارش روانشان هم به تعادل می رسد، همین کلاس آمدن ها و خدمت کردن ها و سی دی نوشتن ها خیلی مهم است، شما فکر می کنید که میرزا بنویس شده اید و می نویسید، اما نمی دانید با این نوشتن ها چقدر نکته در ذهنتان انباشته می شود، شاید نتوانید آن را بیان کنید اما این آگاهی و اطلاعات در آرشیو ذهنتان باقی می ماند و مثل یک کوله پشتی است که تمام این دانش ها در آن ریخته می شود و یک زمانی که به مشکل برخورد کردید در آن را باز می کنید و کلید آن مشکل را در می آورید، پس اگر کوله بار شما پر باشد کلید هم در آن هست، اگر پرش نکرده باشید به وقتش نمی توانید از آن کلید استفاده بکنید، یعنی کلیدی برایتان وجود ندارد که بتوانید در قفل آن مشکلاتان بندازید و آن را حل بکنید.



ادامه مطلب

طبقه بندی:

"به نام آن خدای پاک سبحان که از خاک آفرید اینگونه انسان"

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/3/27 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم پرتو و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه سی دی "وادی ششم" رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*

" سخنان استاد "

جلسه ی گذشته راجب این صحبت شد که همه ی ما فکر می کردیم که جایگاه عقل در مغز است، در صورتی که این گونه نیست و اصلا ما جنس آن را نمی شناسیم، گفته شده که جنس آن از آتش است از نور است اما باز هم جنسش برای ما مشخص نیست یعنی جنس صور پنهان را نمی شناسیم، جنس عقل، ذهن، حس، نفس، روح، کالبد هفتگانه و ... را نمی شناسیم چون مثل صور آشکار نیست که برای ما قابل لمس باشد.

و در ادامه بخوانید...


ادامه مطلب

طبقه بندی:

به نام خالق آسمان و زمین


* گزارش عملکرد لژیون "سکوی پرواز"در روز پنجشنبه مورخ 98/3/23 در باب دستور جلسه سی دی " ساختمان جسم 5 " با استادی کمک راهنما سرکار خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم پرتو و حضور گرم اعضای لژیون *



" سخنان استاد کمک راهنما سرکار خانم وجیهه"


ابتدا راجب سلول صحبت می شود، که سول ها آنقدر کوچک هستند که به چشم آنها را نمی توان دید و باید با میکروسکوپ آنها را ببینیم، اما همین سلولی که با چشم دیده نمی شود 25 تا 30 هزار ژن در آن است و هزار تا چهار هزار آنزیم دارد که بستگی دارد این سلول کجای بدن ما باشد، این بدن که راجب آن صحبت می کنیم هرسلولش یک شهر است حالا در نظر بگیرید که بقیه ی آن چه توضیح و تفسیری برای خودش دارد ولی ما همین یک سلول کوچک را هم نمی شناسیم.

وسپس عملکرد آنزیم ها را گفته که شبیه یک کاتالیزور هستند، مثل یک رنده که کاتالیزور است و زمانی که می خواهیم یک هویج را رنده کنیم این کار را سریع برای ما انجام می دهد وعملکرد آنزیم هم همین گونه است و آنزیم یک پروتئین کروی شکل است که در سیستم بدن برای انجام یک مسئله کمک می کند تا کار انجام شود و زمانی که عظمت این سلول را تصور می کنیم بسیار هیجان انگیز است ولی ما انسان ها تمام این چیزها را کنار گذاشته ایم و فکر می کنیم که بدنمان همین گوشت و پوست است و فقط از بدنمان آن چیزهایی را می بینیم که در آینه مشاهده می کنیم که مثلا گونه هایم را درست کنم، بینی ام را عمل کنم و معده ام را عمل کنم و...، در اینجا نمی گوید آنهایی هم که این کار را انجام می دهند آدم های خطاکاری هستند، نه ما جای کسی هستیم و نه کسی را می خواهیم مورد قضاوت قرار دهیم بلکه هر کسی خودش باید برای خودش تصمیم بگیرد. 

و در ادامه بخوانید ...


ادامه مطلب
"به نام خالق پیدا و پنهان که پیدا و نهان داند به یکسان"

همسفران لژیون دوازدهم «سکوی پرواز» روز دوشنبه 98/3/20 به استادی  کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم پرتو و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه سی دی "وادی ششم" رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.


"حضور گرم اعضای لژیون سکوی پرواز"



" استاد جلسه خانم همسفر لیلا نیسانی "

به نظر من وادی ششم کامل ترین وادی است و در مرکز وادی ها قرار دارد و کسی که کامل بر این وادی واقف شود مثل این است که کل وادی ها را یاد گرفته است، وادی های گذشته در مورد تفکر بود که ما چطوری باید فکر بکنیم وتفکر هم می تواند مثبت باشد هم منفی که در سی دی حقه های نفس آقای امین گفته شده که زمانی که ما به سمت کارهای مثبت می خواهیم برویم این افکار شیطانی با لباسی زیبا به سراغ ما می آیند و ما را گول می زنند وباعث کشیده شدن ما به راه منفی می شود و وادی ششم در مورد عقل صحبت می کند و به ما می گوید کمتر کسی وجود دارد که بداند واقعا عقل چیست، کسی که بداند عقل چیست و جایگاه آن در کجاست یعنی این که می تواند در زندگی و در آن صراط مستقیم مسلط باشد، اکثر افراد بر این تصور هستند که جایگاه عقل در مغز است، البته مغز فرمانروای کل ظاهری سیستم بدنی هست، مثل همین که قلب را فرمان دهد، کبد را فرمان دهد و ... ولی اینکه عقل همان مغز باشد نه چنین چیزی نیست مغز فقط سیستم مرکزیت جسم را به عهده دارد.

و در ادامه مطلب بخوانید ...



ادامه مطلب

طبقه بندی:

"به نام خالق سبز بهاران"

در ابتدا اعضای لژیون سکوی پرواز کار خود را با خدمت شروع کردند و جلسه با استادی بی نظیر خانم همسفر آناهیتا آغاز به کار نمود، با آرزوی دیدن همسفر آناهیتا در جایگاه های بالاتر.



"فعالیت اعضاء لژیون سکوی پرواز"



و در ادامه لژیون "سکوی پرواز" به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم پرتو و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه "قانون چهارم کتاب 60 درجه" آغاز به کار نمود.


"سخنان استاد"

از ابتدا این راه درست را در پیش رو نداشتیم،چقدر کلینیک رفتیم، کمپ رفتیم، گفتند سم زدایی کنید،گفتیم چشم، و هر کس هر پیشنهادی داد قبول کردیم با هزینه های هنگفت.

واقعا راه پیدا کردن خیلی مهم است، شما وقتی روی این صندلی نشستید و راه کنگره را پیدا کردید صدهزار قدم جلوتر از آن فردی هستید که مدام به دنبال پیدا کردن راهی برای مسافرش است.


ادامه مطلب

طبقه بندی:

"به نام نامی الله"



"سخنان استاد سرکارخانم وجیهه"

اولین چیزی که در ظاهرمان قرار است که تغییر بدهیم، یک چیز خیلی ساده آن هم پوشش سفید است، قرار است که ما روسری سفید بپوشیم و برای کنگره مثل فرم می ماند، مثل همان سرکار رفتن که با کت و دامن نمی توانی سر کار بروی، اینجا هم قانون خودش را دارد، اگر من نتوانم در ظاهر خود تغییر ایجاد کنم هیچ گاه قادر به تغییر در باطن خودم نیستم.



ادامه مطلب

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  



  • paper | فروش | رپرتاژآگهی
  • فروش رپورتاژ بک لینک | فال حافظ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic