تاریخ : چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 | 07:44 ق.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو
به نام خدایی که عاشقی اش دل می خواهد نه دلیل

سکوی پرواز

زندگی دفتری از خاطره هاست...

یک نفر در دل شب، یک نفر در دل خاک...

یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست،

چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...

ما همه همسفریم...

                                              در این مسیر با ما همراه باشید...




همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/8/20

به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه با حضور گرم اعضا

با دستور جلسه «جشن گلریزان» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.


استاد‌ سرکار خانم وجیهه در مورد جشن گلریزان توضیحاتی را دادند:
                   
          

                  

ما در کنگره چهار جشن داریم:

جشن همسفر، جشن راهنما، جشن اینجت اسیسنت مرزبان و جشن گلریزان اما جشن رهجو 
نداریم، 

جشنی که در آن بتوانیم به خودمان که رهجو هستیم هدیه ای بدهیم 

در جشن همسفر انتظار داریم مسافرمان بهترین کادوی ممکن را به ما بدهدو هرچقدر کادو بهتر 

و با ارزش تر باشد پیش خودمان فکر می کنیم و می‌گوییم
مسافرمان قدر و اندازه ی ما را می‌داند و متوجه است که ارزشمان چقدر است.
درواقع در جشن گلریزان هر رهجویی به خودش پاکت می‌دهد هر کسی به اندازه قدر خود درون 

پاکت می گذارد و به خود هدیه می‌دهد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

"به نام خدای مهربان"

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/8/13 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه  باحضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی اضافه وزن2» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.


"سخنان استاد گرامی کمک راهنما سرکار خانم وجیهه"

اشتباهات هستند که باعث آموزش می شوند و وقتی اشتباهی رخ می دهد پشتش آموزشی هست وگرنه اگر همه ی کارها درست باشد گاهی اوقات یادمان می رود که داریم از زندگی و از لحظه به لحظه ی روزهایمان آموزش می گیریم فکر می کنیم همیشه زندگی باید همین جور باشد، اگر همه چیز روی روال عادی و خوب باشد ما مطمئناً هیچ وقت از زندگیمان درس نمی گیریم اما وقتی یک نَشیبی باشد وقتی می رسیم به آن فراز قدر آن فراز را می دانیم و می فهمیم که اگر دچار نشیب دیگری شدیم چطوری از آن استقبال کنیم و چجوری با آن برخورد کنیم و از داخل آن کوله پشتی که آموزش هایمان را داخل آن ریخته ایم چه چیزی به درد این نشیب می خورد و آن را در بیاوریم و استفاده کنیم و تجربیاتمان همیشه به ما یاد می دهد که باید چه کار کنیم، برای همین است که با به دست آوردن تجربه به خودمان فرصت می دهیم.


 

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

تاریخ : شنبه 11 آبان 1398 | 05:23 ب.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو

"به نام قدرت مطلق الله"

روز پنجشنبه بعد از جلسه عمومی لژیون تشکیل شد و در این زمان کوتاه باز هم مثل همیشه از سخنان استاد بسیار استفاده کردیم و سراسر وجودمان را آرامش فرا گرفت.


"سخنان آرامش بخش استاد کمک راهنما خانم وجیهه در پاسخ سؤال رهجوهای لژیون سکوی پرواز"

مسافر سفر خود را انجام می دهد، راهنما هم دارد و راهنمایش به او می گوید که چه کاری خطا و اشتباه است، فکر نکنید که او مشکلاتش را با راهنمای خود در میان نمی گذارد، راهنما خصوصاً راهنمایان مسافران اینقدر در کارشان وارد هستند که از چشم های طرف می خوانند که امروز زده و آمده یا با خانمش دعوایش شده و آمده، سی دی گوش داده و نوشته است یا نه فقط اوتی اش را خورده و آمده و فقط برای این که این جا اوتی بگیرد آمده است، راهنمای مسافران همه متوجه این ها هستند شما جوش خودتان را بزنید، ذهن ما هم در دارد و هم دریچه، لطفا دریچه اش را ببندید و کلید درش هم دست خودتان باشد نگذارید هر کسی با هر حرفی و گفتاری به ذهن شما وارد شود گاهی اوقات طرف حالش خراب است و می خواهد از تو انرژی بگیرد، شما انرژیتان را به او ندهید انرژی را برای خودتان نگه دارید، مثلاً: اگر کسی به شما مدام می گوید که کنگره برای چی می روی؟ حال مسافرت خیلی خوب شده است که تو هم کنگره را رها نمی کنی و مدام دنبال کتاب و دفترهایت هستی؟ او القاء و الهام منفی به شما می کند گوش ندهید و دریچه را ببندید و کلیدش دست خودتان باشد و حواستان باشد چه کسی با چه بیانی می خواهد به ذهن و جسم شما وارد شود. اگر کسی حالت را خراب کرد خود طرف حالش خراب است من باید از این جا اینقدر انرژی بگیرم که نگذارم کسی بتواند حال من را خراب کند هر کسی را نگذارم روی حال من تأثیر بگذارد من باید تأثیرگذار باشم، من به عنوان مادر یک خانواده باید حالم خوب باشد.



ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

تاریخ : چهارشنبه 8 آبان 1398 | 09:06 ق.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو
"به نام آفریدگار عشق و محبت"

اعضای لژیون سکوی پرواز روز دوشنبه مورخ 98/8/6 مسئولیت خدمت و انجام امور را به عهده داشتند، 

در این راستا جلسه با استادی عالی هم لژیونی عزیزمان خانم همسفر ملیحه آغاز به کار نمود. 


ملیحه جان لحظه لحظه رشد و بالندگیت آرزوی ماست

قدم هایت استوار و شادی هایت پایدار
  


 اعضای لژیون خیلی عالی همکاری نموده و جلسه به بهترین شکل برگزار شد.

 از همه ی این عزیزان سپاسگذار و برایشان داشتن لحظه هایی ناب و پر از آرامش در زندگی را آرزومندیم. 

دستور جلسه پنجشنبه مورخ 98/8/9 کتاب چهارده مقاله " مقاله چهارم "

دستور جلسه دوشنبه مورخ 98/8/13 " سی دی اضافه وزن 2 "



*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/7/22 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه  باحضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی اضافه وزن1» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.

سخنان استاد کمک راهنما سرکار خانم وجیهه

این سی دی از ابتدا راجب اضافه وزن صحبت می کند و این موضوع بین همه خیلی باب شده است و همه به دنبال این هستیم که چرا اضافه وزن داریم و می خواهیم بفهمیم هر کسی که لاغر شده است چی خورده و چه کار کرده است که ما هم آن را یاد بگیریم؛ اولین چیزی که از او می پرسیم این است که چی خوردی که لاغر شدی در ابتدا گفته می شود که ما اصلاً از جسم خودمان هیچ اطلاعی نداریم، آقای مهندس 6 تا سی دی راجب ساختمان جسم دادند که کار کردیم، اگر هر کدام از شما گوش نداده است اگر می خواهید اضافه وزنتان را درمان کنید اول باید آن 6 تا سی دی ساختمان جسم را گوش دهید و کاربردی کنید تا بدانید که کلاً این جسم چی هست و چه چیزی از آن دست ماست و چطوری می توانم انرژی بگیرم.



ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

"به نام آن که جان رافکرت آموخت چراغ دل به نورجان برافروخت"

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز پنجشنبه 98/7/11 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه  باحضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی نخل» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.

"سخنان گرانبار استاد کمک راهنمای محترم خانم وجیهه"

( "اِنَّ الاِنسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُود" انسان به رب خودش ناسپاس است.) کلاً ما انسان ها ناسپاس هستیم و همیشه آن چیزی را که باید یادمان برود یادمان می ماند و آن چیزهایی را که نباید یادمان برود فراموش می کنیم و مدام برای خودمان آن ها را تکرار می کنیم؛ ما در روز دوشنبه آینده جشن اسیستانت و مرزبان را داریم، مرزبان ها واقعاً زحمت می کشند؛ اینقدر کارشان سخت است و مسئولیتشان سنگین که آقای مهندس همیشه از این یاد می کنند که "مثل این است که مرزبانان پا برهنه بر روی گدازه های آتش راه می روند" و در قبال کارشان هیچ حقوقی هم دریافت نمی کنند، پس وظیفه ی من این است که قدردان این مسئله باشم و هر کس را به اندازه ی شأنش به او نگاه کنم، خدایی نکرده بی احترامی به کسی نشود، حتی با نوشتن یک دلنوشته ی زیبا هم می توانیم آن ها را خوشحال کنیم، پس یادمان باشد ما مصداق "اِنَ الاِنسانَ لِرَبهِ لَکَنُود" نباشیم و ناسپاس آن کسانی که به ما خدمت می کنند نباشیم.



ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/7/8 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم راضیه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «مقاله اول از کتاب چهارده مقاله» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.

"سخنان استاد کمک راهنما سرکارخانم وجیهه"

عکس العمل های آشکار و عکس العمل های پنهان با همدیگر بروز می کنند، عکس العمل های آشکار را در فرد می توانیم ببینیم اما پنهان را همانطور که اسمش هم روی آن است را نمی توانیم ببینیم. مصرف کنندگان در زمان مصرفِ مواد دچار یبوست می شوند ولی به محض قطع مواد دچار بیرون روی می شوند و یکی از دلایلی که به مسافران گفته می شود شربت dsap بخورند همین مسئله ی یبوست آن ها است.

در زمان عکس العمل های پنهان میل به خودکشی دارند و کند ذهن می شوند و در بعضی از موارد توانایی جنسی و گاهی اوقات هم ناتوانی جنسی اتفاق می افتد که منِ همسفر باید درک آن را داشته باشم که چه اقدامی بکنم. درمان در روش دی اس تی کمی با توانایی جنسی شروع می شود که منِ همسفر باید حواسم جمع باشد که چجوری برخورد کنم که تمام انرژی مسافرم صرف این کار نشود و روند سفر مسافرم خراب نشود و این انرژی صرف بازسازی بدنش شود، صرف ساختن شهر وجودی اش که خراب شده بشود و اگر بخواهد صرف این کار شود انرژی اش تحلیل می شود و آن مقدار داروی ot که خورده بابت این مسئله مصرف می شود و نه می توان گفت قطع شود و نه می توان گفت که زیاد، بلکه از حالت طبیعی هم باید خیلی کمتر باشد که اگر متوجه حرکاتمان که باعث تحریک مسافرمان می شود باشیم این امر را می توانیم کنترل کنیم ولی منظور هم این نیست که فاصله مان را به قدری کم کنیم که از حد تعادل خارج شود؛ نه، فقط می خواهیم تحریک جنسی اتفاق نیفتد، نمی خواهیم در هم نشینی و هم صحبتیمان خدشه ای وارد شود و در محبتمان خللی ایجاد شود. شاید هم بعضی ها بگویند که ما چند سالی است که این مسئله را نداریم و مصرف مواد مخدر اینقدر زیاد بوده که ما این مسئله را در زندگیمان نداریم، اما ممکن است با شروع روش دی اس تی و آن تعادلی که در بدنش ایجاد می شود این کار نیاز شود که در این زمان منِ همسفر باید آن را کنترل کنم.


ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

به نام خدایی که عاشقی اش دل می خواهد نه دلیل

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/7/1 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم راضیه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی امواج بازدارنده ذهن» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.

"سخنان آموزنده و پرمحتوای استاد کمک راهنما سرکار خانم وجیهه"

هر صدایی که اطراف ما هست از صدای بچه ها و صندلی ها که بر روی زمین کشیده می شود، یک نفر که داد می زند و حرف می زند این ها همه برای این است که ما رشد کنیم و درست شویم، نمی توانیم جلوی مشکلات و مسائل زندگی را بگیریم و بگوییم که نه نباید این گونه شود، نه این ها هست و ما باید نقطه ی تحملمان را نسبت به آن بالا ببریم، من خودم آدمی بودم که وقتی سر لژیون خانم ندا می نشستم، کنار بلندگو جای ما بود و این بلندگو یک سوئیچی داشت که وقتی آن را می زدند ویزویز می کرد، من آن را می شنیدم ولی هیچ کس در لژیون نمی شنید و من آنقدر به صدا حساس بودم که می گفتم هیچ کس چیزی نگوید تا من صحبت های خانم ندا را بشنوم، آنقدر با حال خرابی وارد می شدم که می گفتم سکوت باشد و کسی حرف نزند، این ها همه آمده بودند که من نقطه ی تحملم بالا برود، ولی الان بچه ها شیطنت می کنند اصلاً متوجه نمی شوم و نگاه نمی کنم، پس نقطه تحملمان را بالا ببریم و به صداها واکنش نشان ندهیم.



ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

تاریخ : جمعه 29 شهریور 1398 | 10:14 ق.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو

ورود شما خانم نیره عزیز را به سفر دوم تبریک می گوییم و از خداوند عظیم بهترین ها را برایتان می خواهیم.

ماندن در راه و کاری را با علاقه انجام دادن عاقبت محکوم به پیروزی است، پیروزیتان مبارک.

استاد عزیز خانم وجیهه خداقوت، و سپاس برای تمام صبوری ها و مهربانیهایتان، خنده ی شما بزرگترین آرزوی ماست، شادمانه بخند تا آرزوی ما برآورده شود. 

« از طرف اعضاء لژیون سکوی پرواز»



اشک های دیگران را مبدل به نگاه های پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست.




رهاییتان مبااااارک




"به نام همتای بی همتا"
*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/6/25 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم راضیه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی امواج بازدارنده ذهن» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.

   "سخنان طلایی استاد کمک راهنما خانم وجیهه"

 برای اعلام سفر، اول باید چند سال تخریب مسافر و اخرین انتی ایكس مصرفی را بگوییم، بعد از آن مدت طول سفر را كه چند ماه بوده به روش دی اس تی همراه با داروی شفا بخش اوتی.. سپس نام كمك راهنمای مسافر و پس از ان نام كمك راهنمای خود را می گوییم و مدت رهایی و سفر اولی ها بعد از ان باید بگویند در شروع در اوج چند سی سی بوده و سپس مصرف حال حاضر باید گفته شود.

تی دی اس یعنی سه وعده در روز

بی ای دی دو وعده در روز

دیلی یك وعده در روز

هر وعده سه دهم سی سی حساب میشود.

سپس استاد اشاره كردند كه برای روز رهایی دفتر های مرتب و خوش خطی داشته باشید و سر رسید استفاده نكنید و هر سی دی نباید از ١٥صفحه كمتر باشد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

تاریخ : جمعه 15 شهریور 1398 | 09:22 ق.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو

خداوند لیاقت تربیت و پرورش انسان ها را به انبیاء خود داد و بعد از آن بذرعشق به پرورش را در قلب زن نهاد تا بتواند فرزند خویش را با نیروی عشق پرورش دهد.

ورود شما خانم زهره عزیز را به سفر دوم تبریک می گوییم و از خداوند عظیم بهترین ها را برایتان می خواهیم.

استاد عزیز خانم وجیهه خداقوت، و سپاس برای تمام صبوری ها و مهربانیهایت و همچنین خداقوت و تبریک خدمت کمک راهنمای محترم آقا میثم. 

« از طرف اعضاء لژیون سکوی پرواز»




شما به لطافت بنفشه هایی که دزدانه، بر فرش زمین آرمیده اند، هستید، سختی راه را با آغوش باز پذیرفتید و این رهایی حاصل حرکت های زیبای شما بوده است، صد آفرین یزدان بر شما باد.


به امید رهایی تمامی مسافرین سفر اول که خواستار رهایی هستند.
                 




طبقه بندی: رهایی، 

*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/6/11 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم راضیه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی وادی هفتم» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*

"سخنان طلایی استاد کمک راهنما خانم وجیهه"

در وادی های اول تا چهارم به ما گفته شد تفکر کنیم، در امر تفکر نیروهای احیاء و القاء و تحرک به ما کمک می کنند، پس ما تنها نیستیم  و می توانیم از نیروهای مشورتی کمک بگیریم اما خودمان باید تصمیم نهایی را بگیریم و وادی پنجم آمد و به ما گفت هر چه را که تا کنون فکر کرده ای را عملی کن و وادی ششم هم گفت اگر می خواهی تفکراتت را عملی کنی بیا و از عقلت کمک بگیر چون عقلت به تو اشتباه نمی گوید و عقل را به عنوان فرمانده قبول کن چون ما همه ی این کارها را در دنیا انجام می دهیم تا به فرمان عقل برسیم در دعایمان هم همین را می گوییم: "تا به فرمان عقل نزدیک شویم".

وادی هفتم خیلی راحت به ما می گوید: "رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه ما برداشت می نمائیم." برای بهتر متوجه شدن، خودِ وادی هم کلمه به کلمه معنی کرده است.

راز: یعنی یک مطلب سرپوشیده، سِر

رمز: یعنی آن راز نهفته، مثل گاوصندوق که آن کلیدش که می خواهد باز شود رمزش است و چیزی که در آن است رازش است.

کشف: یعنی آشکار نمودن، اصولاً باید یک چیزی وجود داشته باشد تا ما بتوانیم آن را کشف کنیم.

حقیقت: یعنی راستی و درستی، نهایت منتهای هر چیزی. حقیقت هر موضوعی به دو تا مورد بستگی دارد: یکی رمزش و دیگری رازش. رمز الان در کنگره برای ما پیدا کردن راه است و راز آنچه که من برداشت می کنم.



ادامه مطلب

طبقه بندی: دستور جلسه هفتگی، عملکرد لژیون، 

تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1398 | 07:37 ق.ظ | نویسنده : همسفر خانم پرتو
روز پنج شنبه مورخ 98/05/31 سومین سال رهایی 

کمک راهنمای محترم همسفر خانم وجیهه و مسافر محترمشان 

آقای مهدی 
را 
با 
شور و 
شکوه فراوان جشن می گیریم.


استاد عزیزمان امیدواریم در سفر زندگی همیشه راهی برای شادی و رضایت بیابید و در پایان

 آرزویی نباشد که بدان دست پیدا نکرده باشید و عمری پایدار و روزگاری خوش را از خداوند برای

 شما خواستاریم.

از طرف دوستاران شما در لژیون سکوی پرواز




*همسفران لژیون دوازدهم "سکوی پرواز" روز دوشنبه 98/5/28 به استادی کمک راهنمای محترم خانم وجیهه و دبیری همسفر خانم راضیه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه ی «سی دی حقه 3» رأس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند.*


سخنان استاد کمک راهنما خانم وجیهه

جهانبینی یعنی دریافت و ادراک ما از جهان پیرامونمان. ما از جهانبینی خیلی چیزها یاد گرفتیم در اینجا به ما می گوید آن چیزهایی را که یاد گرفته ایم را روی خودمان اجرا کنیم، نمی خواهیم زمانی که جهانبینی را آموزش می گیریم بر فرض مثال اگر از شرک یا کبر یا چیز دیگری گفتیم بگوییم که بله فلانی شرک دارد و دیگران را مورد قضاوت قرار بدهیم، یک جاده ای را در نظر بگیرید، همه در حال حرکت در این جاده هستند، من از جاده بیرون نیایم و بایستم و مثل کسانی که قاضی هستند و نظارت می کنند نگاه کنم، ببینم که چه کسی در مسیر است، چه کسی درست حرکت می کند، چه کسی از مسیر خارج شده است و چه کسی جلوتر و چه کسی عقب تر است، ما دستور جلسه ی قضاوت و جهالت را هم داریم. ما در مقامی نیستیم که بخواهیم دیگران را قضاوت کنیم، پس در اینجا خیلی راحت برای من بیان می کند که من آموزش جهانبینی را فقط برای اصلاح خودم می بینم و قرار نیست که این آموزش ها را ببینم و روی مسافرم اجرایشان کنم که ببینم روی بند و قاعده هست، انسان واقعی است یا نه. و اگر این کار را کردی بدان که مثلث جهالتت خیلی در حال رشد است و اصلاً دانایی نداری. زمانی که آموزش گرفته ام و ضلع تفکر و تجربه را هم دارم پس باید دانایی را کسب کنم، مراحل دانایی این است که اول آموزش اتفاق می افتد، بعد تجربه و بعد تفکر، و اگر در یکی از این ها گیر کرده باشیم یعنی اینکه فرآیند دانایی متوقف شده و ما در یک مرحله از دانایی مانده ایم، پس ما قرار است که جهانبینی را روی خودمان کار کنیم.

هشت ماه طول می کشد تا یک گندم را که می کاریم این گندم رشد کند و به ثمر برسد و گندم بدهد، این هشت ماه نمی تواند شش ماه یا چهار ماه شود و اگر نه ماه هم شود از بین می رود، یک زمان بخصوصی دارد که این گندم کاشته شود تا ما بتوانیم آن را برداشت کنیم و از آن استفاده کنیم. مثل زمانی که مسافران وارد کنگره می شوند ما نمی توانیم بگوییم که بَه بَه فلان مسافر شش ماه سفرش طول کشید، نه، به آن رشد کامل و آن پختگی نمی رسد و مثل آن زمانی می شود که آن را زودتر از فِر در می آورد و می گوید شما گناه داری و عجله داری و زودتر می خواهی به فلان جا بروی، شما بیا تا زودتر به تهران ببریمتان تا گل رهایی را بگیرید، نمی شود باید آن ده ماه، یازده ماه را پله پله کم کند. حالا این نقل این کبر و شرک و... است، کسی که کبر دارد خودش را همسطح خدا می داند و کسی که کبر دارد از همان اول کبر کامل ندارد ممکن است بیست درصد یا سی درصد کبر داشته باشد و به همان اندازه که کبر دارد نور و روشنایی را که خداوند به او می دهد را از آن محروم می شود و نور و رحمتش و نعمتش کم می شود و هر چقدر درصدش بالاتر برود به کبر کامل نائل می شود و کسانی که شرک دارند می خواهند زمان را بخرند و می گویند که ما می خواهیم زودتر به آن چیزی که می خواهیم برسیم، در نتیجه به سراغ کسانی که کبر دارند و خودشان را خدا می دانند می روند. مثالی که زدیم گفتیم مانند کسانی که پیش رمال ها و دعانویسان می روند و می خواهند از آینده خبر دار شوند، یا پولی به دست بیاورند و یا زودتر یک حالی به زندگیشان بدهند و نمی خواهند برای آن زحمت بکشند و کافران کسانی هستند که رحمت و نعمت هایی را که دیگران داشتند را نمی توانستند ببینند، یعنی خوبی های دیگران را نمی توانند ببینند و آن ها را پنهان می کنند، طرف خیلی خوب می نویسد و خوش خط است ولی زورش می آید به او بگوید که چه دست خط قشنگی داری و چه زیباست. اگر تو خوبی ها را دیدی و آنها را ابراز کردی آن زمان است که خوبی خودت را هم می توانی ببینی، دو تا حرف است، نه این که خوبی تو را ببیند، خوبی خودت را می توانی ببینی، در سی دی حقه 2 گفته شد که انسان یک باغ میوه دارد و یک زمین شالیزار دارد و یک زمین هم دارد که بایر است، کسی که کافر شود فقط زمین بایرِ خودش را می بیند و آن باغ میوه و شالیزارش را نمی بیند و تمرکزش را روی زمین بایر می گذارد، نیرو و انرژیمان به یک جای اشتباه می رود و یک مسیر اشتباهی را می رود، در زمین شوره زار و نامرغوب می رود جایی که نتوانیم اصلاً از آن استفاده ی درستی ببریم.



ادامه مطلب

طبقه بندی:

" به نام خدای پیدا و پنهان "


سلام دوستان پرتو هستم یک همسفر

مجموعه سی دی های پایه وحقه اصولی را به من یاد آور شدند که من آنها را در زندگی فراموش کرده بودم واصلا به آنها توجه نمی کردم و قانونهایی را یاد گرفتم که تا کنون نشنیده بودم، قوانینی که ثابت شده و تغییر ناپذیرند. دراصل منشأ مشکلاتی را که در زندگی با آنها بر خورد می کردم را نمی دانستم. در اینجا متوجه شدم اگر بخواهیم علم وآموزش های کنگره را با  آموزش های بیرون مقایسه کنیم، می بینیم که آقای مهندس و آقای امین تمام مفاهیم را از پایه برایمان تعریف می کنند، برای همین است که تفاوت بین مثلاً: روح و نفس را متوجه می شویم. پس تا زمانی که انسان ها چیزی را در ذهنشان تصویر سازی نکنند نمی توانند آن را فرا گیرند، که این ها همان استفاده از مدل برای درک بهتر مفاهیم است.

پس لازمه ی رسیدن به دانایی «تفکر، تجربه و آموزش» است و زمانی که فرآیند آموزش به درستی اتفاق افتاد می توانم، بهتر تفکر کنم و تجربیات کسب کنم و دانایی ام را به دانایی مؤثر تبدیل کنم و با رهایی از ضدارزش ها و شکست نیروهای منفی و بازدارنده تغییر را در خود به وجود بیاورم.

و اما «کبر، شرک، کفر و نفاق» که در کلام الله اصطلاحاً به آنها محکمات گفته می شود،  با کمی تفکر و تعقل ردپای آنها را در زندگی خود خواهیم دید که به صورت بیماری ها، مشکلات و گره هایی در زندگیمان ظاهر می شوند و به وضوح می بینیم که در تمام زمینه ها و امورِ زندگی اجتماعی و فردیِ همه ی ما جا باز کرده اند و ما به راحتی از آنها می گذریم و فکر می کنیم که این صفات نابودگر مختص زمان پیامبران و گذشتگانِ خیلی دور هستند و نقشی در زندگی های امروزی و مُدرنه ندارند و جالب این که با گوش دادن به این سی دی ها تازه متوجه شدیم که نه، همین الان هم در زندگیِ ما اتفاق می افتند و مدام با آنها درگیر هستیم.







ادامه مطلب

طبقه بندی: برداشت سی دی، 

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  



  • paper | فروش | رپرتاژآگهی
  • فروش رپورتاژ بک لینک | فال حافظ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic